کتاب داستان

داستان کوتاه، داستان بلند، مصاحبه، تحلیل و بررسی، آموزش و ...
شبکه های اجتماعی (بزودی)
کتاب داستان

دانلود و مطالعه ی آنلاین داستان های مشهور جهان در ژانر های متفاوت؛
تحلیل و بررسی رمان های قدیمی و جدید در نمایشگاه آنلاین کتاب؛
داستان های سریالی نوشته شده توسط مدیر وبلاگ؛
داستان های کوتاه نوشته شده توسط مدیر وبلاگ؛
معرفی کتاب های جدید به همراه لینک خرید آن ها؛
نکات آموزشی مربوط به علم و هنر داستان نویسی؛
ترجمه ی نقد کتاب های روز، از بزرگترین منتقدان جهان؛
متن مصاحبه با بزرگان داستان نویسی جهان.

بایگانی

ماجراهای بچه های بدشانس - شروع ناگوار     A Series of Unfortunate Events که در ایران با عنوان کلی "ماجراهای بچه های بدشانس" به یاری نشر ماهی به چاپ رسیده است؛ یک مجموعه داستان 13 جلدی است به نویسندگی "دنیل هندلر" (با نام مستعار لمونی اسنیکت) که اولین جلد آن با نام The Bad Beginning و ترجمه فارسی "شروع ناگوار" در تاریخ 30 سبتامبر 1999 به چاپ رسید.

     اگرچه از تاریخ اولین چاپ این کتاب 18 سال می گذرد اما از آنجا که ممکن است خیلی ها با این مجموعه آشنا نباشند یا در صورت آشنا بودن آن را نخوانده باشند، من وظیفه خود می دانم که آن را تحلیل کنم و نظرم را به سمع حضور شما برسانم. خب اگر موافق باشید از این صحبت ها بگذریم و به بحث اصلی (تحلیل) بپردازیم.

--------------------------------------------------------------------------

قبل از هر چیز وظیفه خود می دانم که به دنیل هندلر به خاطر این ایده جذاب تبریک بگویم. دلیل اینکه می گویم ایده او جذاب بوده، طرح داستانی کتابش نیست بلکه شیوه ی نگارش آن است. دنیل هندلر در این مجموعه خود را لمونی اسنیکت جا زده است؛ شخصی که از این طرف و آن طرف، مدارک موجود درمورد اتفاقات پیرامون کاراکترهای اصلی این داستان جمع آوری می کند و به هر جایی که آنان پا گذاشته اند، می رود و در مورد رخداد اتفاقات تحقیق و بررسی می کند؛ سپس داستان یا در واقع زندگی نامه این سه بچه را برای ما که مخاطبان اثرش هستیم بازگو می کند. داستان در مورد سه بچه با نام های ویولت، سانی و کلاوس است که پدر و مادرشات را در آتش سوزی منزلشان از دست داده اند. اکنون آقای پو - دوست خانوادگیشان - که کارمند بانک است، مسئول رسیدگی به اموال و امور یتیم های بودلر شده است. اگر چه مرگ والدین آن ها اولین گره افکنی داستان است اما بی آنگه گره گشایی شود، دومین گره که در واقع شروع خط اصلی داستان را بر عهده دارد، رخ می دهد. یچه ها هنوز به سن قانونی نرسیده اند، بنابراین طبق قوانین، اموال و دارایی والدینشان تا زمانی که ویولت - بزرگترین فرزند و دختر خانواده - به سن قانونی (18 سالگی) نرسیده است، نزد آقای پو به امانت می ماند و آقای پو موظف است آن ها را تا آن زمان به قیم جدیدشان بسپارد. و به دیدگاه من این، شروع داستان است، زیرا آغاز مشکلات از همینجا است. اگرچه من با نام گذاری کتاب های این مجموعه موافق نیستم اما "شروع ناگوار" بهترین نامی است که دنیل هندلر می توانست برای اولین داستان مجموعه اش انتخاب کند. شروع ناگوار اشاره به یک قسمت از داستان ندارد بلکه کل داستان، شروع ناگوار است. اول اینکه خیر مرگ والدینشان را می شنود؛ دوم اینکه نمی توانند تا سن 18 سالگی ویولت به اول و دارایی والدینشان برسند. سوم اینکه به قیمشان سپرده می شوند که این خود سومین گره افنکنی داستان است که گویا نویسنده قصد نداشته در همان کتاب آن را گره گشایی دائم بکند. کنت الاف مردی لاغر اندام و خشن است که از لحظه ی اول ورود بودلرها با آن ها بدرفتاری کرده و از آن ها بیگاری می کشد. او که چشمش به دنبال اموال آن هاست نقشه ای می ریزد تا بتواند اموالشان را از چنگشان بیرون بیاورد. در این کتاب این سه بچه به دنبال راهی هستند تا بتوانند از خودشان در برار کنت الاف دفاع کنند.

     اما از خط داستانی که بگذریم، همانطور که گفتم نگارش داستان است که از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نویسنده به نوعی با خواننده همزاد پنداری می کند؛ گویا مایل است با حضور خواننده داستانش را پیش ببرد. در واقع ما با خواندن داستان اصلا حس نمی کنیم که مشغول کتاب خواندن هستیم بلکه تصور می کنیم نویسنده، روبروی ما ایستاده است و داستان را برای ما تعریف می کند. به مکرر دیده می شود که نویسنده لحنش را به سمت خواننده بر می گرداند و با او سخن می گوید. گه گاهی هم پرسش هایی از خواننده مطرح می کند که به دیدگاه من قصدش این است که خواننده را به درون داستان بکشاند. زمینه سازی برای بیان یک موضوع از دیگر ویژگی های این داستان است. نویسنده ابتدا یک روایت عامیانه که قطعا خیلی ها شنیده اند تعریف می کند، سپس به بیان داستان که مرتبط با همان روایت است می پردازد.

     به نظر می آید نویسنده از پس شخصیت پردازی برآمده است. همین مسئله که به طور مستقیم روحیه و افکار کاراکتر را توصیف نمی کند، نشانه مزیّت داستان است. خواننده با مشاهده رفتارهای کاراکتر و گوش دادن به دیالوگ های آن ها به ویژگی های شخصیت پی می برد. شخصیت کنت الاف با بدجنسی ها و افکار پلیدانه اش حس تنفر را در ذهن خواننده ایجاد می کند به طوری که بارها دلم می خواست در داستان بودم و مقابل اعمالش ایستادگی می کردم. همچنین شخصیت آقای پو که به شدت ساده است و مدام فریب می خورد و با این که وظیفه دارد از بودلرها محافظت کند، هیچ گاه به کمک آن ها نمی آید، به شدت حرص دهنده است به طوری که دلم می خواست در داستان حضور داشتم به او بگویم که اینقدر ساده نباش مرد!

     در آخر خواندن این داستان را به شما توصیه می کنم.

 

نویسنده: پوریا محسنی

منتشر کننده: وبلاگ کتاب داستان (ASB)

هرگونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر منبع و نام نویسنده، شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی به همراه خواهد داشت. این متنی است که در تمامی وبلاگ ها و سایت های اینترنتی، چه مطالبشان را خودشان تولید کرده باشند، چه از جایی دیگر کپی کنند، در پایان هر مطلب نوشته می شود. اما من ذاتا به آن اعتقاد ندارم و می خواهم از شما درخواست کنم که اگر مایل هستید از مطالب وبلاگ من در وبلاگ یا سایت خودتان استفاده کنید، لطفا این کار را با ذکر نام وبلاگ (کتاب داستان - ASB) و نام نویسنده انجام دهید.

سپاس فراوان، برای اعتمادی که به ما ارزانی می دارید.

 

نظرات  (۰)

در حال حاظر دیدگاهی به ثبت نرسیده است...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی